لمس کن...

لمس کن کلماتی راکه برایت می نویسم ...
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست... تا بدانی نبودنت آزارم
می دهد ...
لمس کن نوشته هایي راکه لمس نا شدنیست و عریان ...
که از قلبم بر قلم کاغذ می چکد ...
لمس کن گونه هایم راکه خیس اشک است و پر شیار ...
لمس کن لحظه هایم را ...
تویی که میدانی من چگونه عاشقت هستم.
لمس کن این با تو بودن هارا ... لمس کن ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 2:19 توسط زهرا
|